فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٣ - شيعه و دانش اصول فقه
دانشمندان شيعه و دانش اصول فقه
بر هيچ كس پوشيده نيست كه بهره گيرى از كتاب و سنت و يا سيره و اجماع بستگى به تأسيس قواعدى دارد كه در پرتو آن قواعد بتوان احكام عملى را استنباط كرد. بالأخص، احكام و موضوعاتى كه در كتاب و سنت وارد نشده است. از آنجا كه خلفا، مانع از نگارش حديث رسول خدا شدند، احاديث مربوط به فقه به پانصد عدد كاهش يافت. مؤلف «المنار» مى گويد: روايات مربوط به احكام از پانصد تجاوز نكرده و چهار هزار روايت مرسل و موقوف نيز به آنها كمك مى كند.[١]
وى در تفسير خود مى گويد: سرچشمه قوانين، آراى مردم است و ما به اين مطلب معتقديم البته در غير آنچه كه در قرآن و سنت آمده است ولى منصوص بسيار كم است.[٢]
در حالى كه وى احاديث مربوط به احكام را فزون از پانصد عدد نمى داند ابن حجر عسقلانى، متوفاى ٨٥٢ در كتاب خود به نام «بلوغ المرام من أدلّة الاحكام» آن تعداد روايات فقهى را به ١٥٩٦ حديث رسانده است، ولى بسيارى از آنها احاديث اخلاقى هستند و برخى متضمن حكم شرعى نيستند.
اهل سنت به دليل فقدان حديث در مسائل نوظهور، ناچار شدند به ادلّه ظنّى عمل كنند، مانند قياس، استقراء، استحسان، سدّ الذرائع، فتح الذرائع،
[١] الوحى المحمدى، ص ٢١٢، چاپ ششم.
[٢] المنار، ج٥، ص ١٨٩.